داستان شکلگیری فوکارا
برای خالیکردن ذهنم، دنبال یک جای قابل اتکا بودم.
ابزارهای مختلف را امتحان کردم؛ فهرست کارها، روشهای تمرکز و GTD. هرکدام نقطهٔ قوتی داشتند، اما برای من، نگهداشتن برنامه میان چند ابزار گاهی خودش به یک کار تازه تبدیل میشد.
حتی به سررسید برگشتم. نوشتن کمک میکرد، ولی صفحهها شلوغ میشدند، بعضی یادداشتها خوانا نبودند و برای فهمیدن اینکه واقعاً چقدر جلو رفتهام، باید دوباره همهچیز را جمع میکردم.
فوکارا از همین نیاز ساخته شد: جایی که بتوانم به آن تکیه کنم، ذهنم را خالی کنم و بدانم قدم بعدی چیست. هوش مصنوعی را هم اضافه کردم تا در مرتبکردن فکرها و ساختن برنامه کمکم کند؛ تصمیم نهایی همچنان با خودم باشد.
حالا این ابزار را در اختیار تو گذاشتهام؛ برای اینکه وقت کمتری صرف مرتبکردن ابزارها کنی و فرصت بیشتری برای انجام کارهایت داشته باشی.